شعر روز-ش.پگاه

 
 
خانه
آرشيو
پست الكترونيك


وبلاكًهاي ياران

سردارجنگل

ژيلارضايتي

`پگاه

ايران ليبرتي

داروك

ضياء

قلعه ي آينه ها

بهارانه

طليعه سپيده دمان

پدرگمشده

ترانه های برف

فریادصبر

آدمك

naghmehmotasharnezami

هيچ كس

آركاداش

كرگدن

ترلان

erfaanhashemi

...چوپان

مانا

ketabehafte

عطر بهار نارنج

ساده دل

غريبه

نيما

andoh

ندا

بوي عشق

بنفشه

پريگوش

 

جمعه ٢٢ آذر ،۱۳۸۱

راز رهايی

مردانگی منتظر ايستاده است
و ردايی در دست
تا قامتت را,
با صلابت کهنسال‌ترين درخت خاک, سبز سبز کند

بند بند اين سموم
به سر انگشتان تو بسته است
بند پاره کن
و مسموميت غروب خاکستری را
به حلاوت فلق پيوند بزن

زنجير پاره کن پهلوان
طلوع خورشيد,
با زنجير سکوت تو درگير است,
زنجير پاره کن پهلوان.


پيام هاي ديگران ()

ش.پگاه


خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]