شعر روز-ش.پگاه

 
 
خانه
آرشيو
پست الكترونيك


وبلاكًهاي ياران

سردارجنگل

ژيلارضايتي

`پگاه

ايران ليبرتي

داروك

ضياء

قلعه ي آينه ها

بهارانه

طليعه سپيده دمان

پدرگمشده

ترانه های برف

فریادصبر

آدمك

naghmehmotasharnezami

هيچ كس

آركاداش

كرگدن

ترلان

erfaanhashemi

...چوپان

مانا

ketabehafte

عطر بهار نارنج

ساده دل

غريبه

نيما

andoh

ندا

بوي عشق

بنفشه

پريگوش

 

شنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸۳

عروسی

قرآن وآينه و شوق وصل.

ديوان حافظ و سفره ی پيوندآسمان وآب.

صبح شيرين زندگی؛

درعمق چشمان آبی ات؛ به تغزل نشسته است.

اسفند روی آتش؛

بی تابی مراپی درپی آواز می کند؛

وتور نازک خيال؛

چهره ی شرم تورا؛

به مهمانی فردای دلپذير برده است.

من شيرينی کيک را؛

درانبوه گلايول های رنگ به رنگ محو می کنم؛

که از شور شيرين تو؛

سهمی نصيبم باشد.

امشبم؛ غم در پستوی خانه؛

زندانی در های بسته است.

ظلمت اش؛ با چلچراغ حجله گاه عشق تو؛ از کمر شکسته است.

 

 


پيام هاي ديگران ()

ش.پگاه


خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]