شعر روز-ش.پگاه

 
 
خانه
آرشيو
پست الكترونيك


وبلاكًهاي ياران

سردارجنگل

ژيلارضايتي

`پگاه

ايران ليبرتي

داروك

ضياء

قلعه ي آينه ها

بهارانه

طليعه سپيده دمان

پدرگمشده

ترانه های برف

فریادصبر

آدمك

naghmehmotasharnezami

هيچ كس

آركاداش

كرگدن

ترلان

erfaanhashemi

...چوپان

مانا

ketabehafte

عطر بهار نارنج

ساده دل

غريبه

نيما

andoh

ندا

بوي عشق

بنفشه

پريگوش

 

سه‌شنبه ٢٦ آذر ،۱۳۸۱

فراتر از حضور باد

نشسته بوم پير در انبوه برگ بيد
بر شاخه‌ای فراتر از حضور باد.

ستاره با صدای آب,
به رقص دلپزير موج - حضور آبی و سپيد - نمای ماندگاری جهات اربعه است!
شعاع ديد من ولی,
فراتر از حضور او به سطح آب نمی‌رود,
که رود ذهن خفته‌ام
بدون آب
در آرزوی رفع تشنگی نشسته است
و آبی ستاره را
نمی‌تواند از کناره‌ها
به سقف آشيانه‌ی شکسته‌اش نظر دهد.

صدای بوم
فراتر از حضور باد
به گوش ذهن خسته‌ام, نشسته است.


پيام هاي ديگران ()

ش.پگاه


خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]