شعر روز-ش.پگاه

 
 
خانه
آرشيو
پست الكترونيك


وبلاكًهاي ياران

سردارجنگل

ژيلارضايتي

`پگاه

ايران ليبرتي

داروك

ضياء

قلعه ي آينه ها

بهارانه

طليعه سپيده دمان

پدرگمشده

ترانه های برف

فریادصبر

آدمك

naghmehmotasharnezami

هيچ كس

آركاداش

كرگدن

ترلان

erfaanhashemi

...چوپان

مانا

ketabehafte

عطر بهار نارنج

ساده دل

غريبه

نيما

andoh

ندا

بوي عشق

بنفشه

پريگوش

 

چهارشنبه ٤ دی ،۱۳۸۱

ريشه

پهن مي شوم،
مثل افتاب دم صبح،
روي شن هاي اثيري اساطير،
وگرماي تنم،
زمين را ذره ذره مي مكد.

بانگاهي كه خودم را به تعجب انداخته است مي نگرم


به دورها،
دورهاي دور

رنگ مي بازم، سقيدسفيد،
مثل گچ ديوار،
صدايم درگلوپيچ مي خورد،
دردي روي قلبم خيمه مي زند
آوايي به پهناي زمين،
تمام مرا در خود مي جود:

( منم كاوه، كاوه ي آهنگر)


جمع مي شوم
رنگباخته وزرد
مثل آفتاب غروب
وسرماي زمين
گرماي تنم را
ذره ذره مي مكد!.




پيام هاي ديگران ()

ش.پگاه


خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]