شعر روز-ش.پگاه

 
 
خانه
آرشيو
پست الكترونيك


وبلاكًهاي ياران

سردارجنگل

ژيلارضايتي

`پگاه

ايران ليبرتي

داروك

ضياء

قلعه ي آينه ها

بهارانه

طليعه سپيده دمان

پدرگمشده

ترانه های برف

فریادصبر

آدمك

naghmehmotasharnezami

هيچ كس

آركاداش

كرگدن

ترلان

erfaanhashemi

...چوپان

مانا

ketabehafte

عطر بهار نارنج

ساده دل

غريبه

نيما

andoh

ندا

بوي عشق

بنفشه

پريگوش

 

جمعه ۱٥ فروردین ،۱۳۸٢

شبيخون

کبوتردرکنارساحل صاف وزلال قدحی پرآب؛
خرمنی ازدانه هادرپيش؛
آسمان از پشت توری صاف؛
گسترده تاهرجاکه دل می خواهد ومی بيندش ديده ؛
وآوازلطيف بغ بغو بغ بغ بغو؛
آهنگ شاد بنديان سرخوش وسرمست از بودن ؛وناز يارنوشيدن!!.

درون لانه های گرم وکوچک هم ؛کبوترهای بنشسته بروی بيضه ی هستی!
طپش های دل انگيزشروعی نو !.

به نازوغمزه جنس نر؛
بروز عشق وزيبايی؛
وآهنگی رساتر ازدرون؛
سرود نطفه های لذتی سرشار از بودن؛
وناز زندگی راهمچنان سرمست نوشيدن؛
وبوی يار بوييدن!!.

آه اما وای ...
ناگه برفراز آسمان صاف ؛
موجی از پرواز آهن؛
موجی از آوار فرياد؛
موجی از دنيای وحشت؛
موجی از پرواز بی شرمی ؛شقاوت!؛
موجی از ابليس وديو ودد؛
قفس ازبن می لرزد؛
پرطوقی ؛قدح رامی زندضربه زهول غول؛
وناز خفته بر بيضه هراسان می شودپرپر
قفس از بن می ريزد؛
وميميرد جوجه ی نشکفته ی بی پر !؛
ومی خشکد غنجه ی نشکفته ی بی بر !!!.


پيام هاي ديگران ()

ش.پگاه


خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]