شعر روز-ش.پگاه

 
 
خانه
آرشيو
پست الكترونيك


وبلاكًهاي ياران

سردارجنگل

ژيلارضايتي

`پگاه

ايران ليبرتي

داروك

ضياء

قلعه ي آينه ها

بهارانه

طليعه سپيده دمان

پدرگمشده

ترانه های برف

فریادصبر

آدمك

naghmehmotasharnezami

هيچ كس

آركاداش

كرگدن

ترلان

erfaanhashemi

...چوپان

مانا

ketabehafte

عطر بهار نارنج

ساده دل

غريبه

نيما

andoh

ندا

بوي عشق

بنفشه

پريگوش

 

جمعه ٢٢ فروردین ،۱۳۸٢

محو ديکتاتور

تونيز خواهی رفت؛
بذر پوسيدن را ؛
ساليان دور ؛
درکردار خويش کاشته ای !؛
کردار مخفی پشت پرده های صداقت ؛
وتو وجودی بی هويت ؛درصحنه ی خاموشی موجی نو .


معجزه ای نيست ؛
پوسيده ترينی !!!؛آنچنان که چيزی از تو نمانده است تادر خور جوانه ای باشد!!!
زير پايت؛
باتلاق تعفن روزگار پيش؛دهان گشوده است.
هرم گند وجودت ؛
بخاری بيش نخواهد بود؛درتابش آفتاب تموز ؛
برسطح باتلاق جهان خيالی ات.
اين زمان پسين را ؛
آتش به باغ ريختن ؛
اوج بی شرافتی ست !!!.
تونيز خواهی رفت؛
پوسيده تر از آنی ؛که در خيال جوانه ای باشی.
تونيز خواهی رفت .!!!


پيام هاي ديگران ()

ش.پگاه


خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]