شعر روز-ش.پگاه

 
 
خانه
آرشيو
پست الكترونيك


وبلاكًهاي ياران

سردارجنگل

ژيلارضايتي

`پگاه

ايران ليبرتي

داروك

ضياء

قلعه ي آينه ها

بهارانه

طليعه سپيده دمان

پدرگمشده

ترانه های برف

فریادصبر

آدمك

naghmehmotasharnezami

هيچ كس

آركاداش

كرگدن

ترلان

erfaanhashemi

...چوپان

مانا

ketabehafte

عطر بهار نارنج

ساده دل

غريبه

نيما

andoh

ندا

بوي عشق

بنفشه

پريگوش

 

چهارشنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸٢

کجايی تو ای شاعر....................به شاعران درخدمت شيخ و شراب و شاهد!!!

در لحظه های ساکت شهر
که خون آرزو فواره گون جاريست
تو ای شاعر ؛
برکدامين سفره ی رنگين ؛
سرخوشی داری ؛سرخوشی نه هرزگی داری ؟!!
زمان آخر زمان سيل ظلم است و حقارت ها که می بارد ؛
وباران ها ؛ وباران ها ؛
که از خون مايه می گيرند!!
توای شاعر ؛ کجايی؟
بر کدامين خوان ننگينی ؛
سر به زير زندگی داری ؛ زندگی نه؛ بردگی داری ؟.


پيام هاي ديگران ()

ش.پگاه


خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]