شعر روز-ش.پگاه

 
 
خانه
آرشيو
پست الكترونيك


وبلاكًهاي ياران

سردارجنگل

ژيلارضايتي

`پگاه

ايران ليبرتي

داروك

ضياء

قلعه ي آينه ها

بهارانه

طليعه سپيده دمان

پدرگمشده

ترانه های برف

فریادصبر

آدمك

naghmehmotasharnezami

هيچ كس

آركاداش

كرگدن

ترلان

erfaanhashemi

...چوپان

مانا

ketabehafte

عطر بهار نارنج

ساده دل

غريبه

نيما

andoh

ندا

بوي عشق

بنفشه

پريگوش

 

دوشنبه ٢٩ اردیبهشت ،۱۳۸٢

محمد؛مولود شيرين

ازکوچه شب های تف زده ؛
رسيد؛ با کوله بارعشق.
پليدی را شست؛
که پاکی؛
چشم انداز جهان شود؛
و زن را ستود؛
آن کلام تکميلی خلقت را.
وبوييد؛عطرخوش گل را؛
ونوشيد؛
جرعه جرعه؛آوازچکاوک را؛
که بودنش؛
پيام آور زن و عطر وآواز بود؛
وبوی دلپذير نان ؛عشق؛آزادی.
تو اکنون را مبين!!! اکنون را مبين!!!


























پيام هاي ديگران ()

ش.پگاه


خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]