شعر روز-ش.پگاه

 
 
خانه
آرشيو
پست الكترونيك


وبلاكًهاي ياران

سردارجنگل

ژيلارضايتي

`پگاه

ايران ليبرتي

داروك

ضياء

قلعه ي آينه ها

بهارانه

طليعه سپيده دمان

پدرگمشده

ترانه های برف

فریادصبر

آدمك

naghmehmotasharnezami

هيچ كس

آركاداش

كرگدن

ترلان

erfaanhashemi

...چوپان

مانا

ketabehafte

عطر بهار نارنج

ساده دل

غريبه

نيما

andoh

ندا

بوي عشق

بنفشه

پريگوش

 

پنجشنبه ۱٤ آذر ،۱۳۸۱

يأس

من به آوارگي يک ستاره‌ام،
در بيکران اين کهکشان دور.

سوسويی اگر هست گاهی،
طپش هراسناک قلب زخمی من است،
در انديشه‌ی فردايی که نمي‌دانم خورشيدی خواهد بود يا نه.

سردی گزنده‌ای، از درون ميخورد مرا
و باد سنگينی، غبار تسکين دلم را پرواز ميدهد.

نوميد تر از آنم که روزی يأس، با وقار خاموشی، خانه‌ام را ترک کند.

اميد را بيجان تر از آنچه هست ميبينم.
من به آوارگی يک ستاره‌ام،
در بيکران اين شب کور.


پيام هاي ديگران ()

ش.پگاه


خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]