شعر روز-ش.پگاه

 
 
خانه
آرشيو
پست الكترونيك


وبلاكًهاي ياران

سردارجنگل

ژيلارضايتي

`پگاه

ايران ليبرتي

داروك

ضياء

قلعه ي آينه ها

بهارانه

طليعه سپيده دمان

پدرگمشده

ترانه های برف

فریادصبر

آدمك

naghmehmotasharnezami

هيچ كس

آركاداش

كرگدن

ترلان

erfaanhashemi

...چوپان

مانا

ketabehafte

عطر بهار نارنج

ساده دل

غريبه

نيما

andoh

ندا

بوي عشق

بنفشه

پريگوش

 

شنبه ٢٥ امرداد ،۱۳۸٢

احتضار

قانون اين باغ،
قانون هرم نبض كبوتراست،
پيش از آنكه ،سرنگون گرددزبامچه ي  ارغوان.
قانون اين باغ امتداد احتضار است
ومنتظراني كه به نوبت صف كشيده اند !!!
ودشواريشان،
بهاي نكبت بار نواله است كه لحظه هاي زنا كار ،آبستنش مي كنند.
مگر باران ارغوان،باران ارغوان، باران ارغوان!!!
كه پيش از آن،
هيچ باد شرزه اي ،از باغ نخواهد گذشت،
وهيچ درختي ،سبز نخواهدشد.

احتضار،
قانون اين باغ،
قانون هرم نبض كبوتر است ،
وسبزينه ي كم رنگ،
مهرگياهي ملون دردل پاييز!!!

خزان را از ريزش برگچه ها مي فهميم،
ومرگ، زير پايمان،
به آهنگي تلخ،
حضور ناگزير خويش زمزمه مي كند.
چه آسان مرگ نزديك را نمي فهميم،چه آسان!!!.


پيام هاي ديگران ()

ش.پگاه


خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]