شعر روز-ش.پگاه

 
 
خانه
آرشيو
پست الكترونيك


وبلاكًهاي ياران

سردارجنگل

ژيلارضايتي

`پگاه

ايران ليبرتي

داروك

ضياء

قلعه ي آينه ها

بهارانه

طليعه سپيده دمان

پدرگمشده

ترانه های برف

فریادصبر

آدمك

naghmehmotasharnezami

هيچ كس

آركاداش

كرگدن

ترلان

erfaanhashemi

...چوپان

مانا

ketabehafte

عطر بهار نارنج

ساده دل

غريبه

نيما

andoh

ندا

بوي عشق

بنفشه

پريگوش

 

سه‌شنبه ۳٠ دی ،۱۳۸٢

مناجات

بهشت تو راهي سخت داشت،
آنچنان تشنه وزخم خورده وبي مرهم،
رازناگفته بامحرم كه همه نامحرم،
پيموديم،اميدي راكه تومي بخشيدي:
((والعصر،انالانسان لفي خسر،
  الا الذين آمنواوعملواالصالحات،
   وتواصوابالحق،وتواصوابالصبر))

به حق توصيه كرديم،تيرباران شديم.
به صبر خوكرديم،حسرت،گلوگيرمان شد.
وبغض تلخي،كه ياراي سخن گفتن را،فراموشمان داد.
اكنون،زخم خورده،در كوره راه بهشتت،
كوير نشين گشته ايم،
غريب وبي مرهم و بي محرم.
وسراب ياقوتي بهشتت
هاج وواجمان كرده است.

كدامين صخره را سينه خيز شويم،
كدامين قله را زير پانهيم،
بازخم عميق دل،
وخون حسرت ياران،
دست به كدامين دامن توسل دراز كنيم؟
تارنگ سبز بهشتت،
كوير وجودمان را سبز سبز كند؟!!

آه اي فريادگرحق و عدالت،
كه تاب تحمل دانه اي گندم به كام ما نداشتي!!،
اينك چگونه تاب آورده اي،درياي خون وشكنجه و دردوخفقان را؟
جوابت را،
درمصلاي كدام نماز،
به گوش پاره پاره ي ما ميرساني؟
كه دست سرداران شيطان،
بالاي دست تو ،فرمان ميرانند!!!
اي شاهد همه ي نيت ها،
دردل ما مگرچه مي گذشت؟،
كه پاره پاره ي تن تكيده مان،
زيرمنقاروپنجه ي كركسان،
خانه كرده است.
مگرحرفي جزعدالت برزبانمان،سروديم؟
وكاري جزشجاعت،در انبوه هراسان ،نموديم؟
كاري كن ،كارستان يا ((الابه ذكرالله،تطمئن القلوب))
كاري كن ،كارستان.


پيام هاي ديگران ()

ش.پگاه


خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]