شعر روز-ش.پگاه

 
 
خانه
آرشيو
پست الكترونيك


وبلاكًهاي ياران

سردارجنگل

ژيلارضايتي

`پگاه

ايران ليبرتي

داروك

ضياء

قلعه ي آينه ها

بهارانه

طليعه سپيده دمان

پدرگمشده

ترانه های برف

فریادصبر

آدمك

naghmehmotasharnezami

هيچ كس

آركاداش

كرگدن

ترلان

erfaanhashemi

...چوپان

مانا

ketabehafte

عطر بهار نارنج

ساده دل

غريبه

نيما

andoh

ندا

بوي عشق

بنفشه

پريگوش

 

جمعه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٢

همچنان چون اشترانی آتش اندر پشت

مادراين دوران بس وحشی؛

گلوبا بغض؛

نفس در سينه ها؛محبوس؛

وپادرگل؛

وحتی؛ذهن در بند سياه حاکمان جهل؛

وپاودست ودل زخمی؛

به حکم ((ايزدرحمان))

دراين ويرانه بر بامش صدای بوق؛

چون قاقيم!!!

نه انسانيم که شئی خالی از جانيم

همانانيم که در عهد سبکسر قاتل شبگير؛

به جنگ((دينی))با((شرق))تازيديم!

جمله های محکم ايمانمان در مشت!

شادمان هجرتی از خاک تا افلاک!!!

همچنان؛

چون اشترانی آتش اندر پشت.

 

برگرفته از سايت ((تنفسی درنور))

 


پيام هاي ديگران ()

ش.پگاه


خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]