مراپناه ده....

سلام ای سپيده دم

که بوی نان تازه ميدهی

وعطر شاخه های بيد را به کوچه می پراکنی

من از ديار های سرد و خسته ميرسم

ز آسمان پرغبار راه های دور

و کوچه های  بی نوازش غروب

و تلخی تمام قصه ها ی غربتی غريب

مرا پناه ده کنار با غ های شرقی ستاره ها

به سايبان آن درخت پير گمشده

مرا پناه ده توی ای نوازش نسيم شهر کودکی

مرا به آب و آفتاب و آينه

و نور گرم کو چه های آشنا ببر

مرا پناه ده

توی ای سپيده ی  پر از ترانه و شکوفه و سرود

مرا پناه ده ….

 

/ 8 نظر / 14 بازدید
رضا

سلام خوشحالم که هنوز مي نويسی آدرست توی آرشيو کامنتهای بلاگم بود. شعرت هم زيبا بود.....................

آدمک

سلام عرض شد عزيز... گاهی که روزگار دست از سرم برمی‌داره و می‌تونم به گذشته‌ها سر بزنم به اينجا ميام... ولی نمی‌دونم چرا حرفی نيست... يا حرف‌هام تموم شده يا اميدی به حرف‌ها نيست... به‌هرحال، برات‌ آرزوی موفقيت و سلامت دارم... شاد باشی و برقرار... تا بعد...

شهروز

چقدر سبک شدم . خوشا به حالت که با کلمه موثر ترين داروی روح آدم رو نسخه پيچ می کنی . راستی سلام شريف نازنين . عمرت دراز باد .

گلگشت در وبلاگستان

سلام شاعر ارجمندو دردآشنا... اشعار پر از تصاوير گويا و محتوای ارزشمندتان قابل چاپ و عرضه هستند برای اين کار در خدمتيم با همه ی توان در صورت تمايل با اين شماره تماس بگيريد . شرکت نشر گلگشت ۰۹۱۷۵۱۷۲۴۳۵

رويش

سلام انتخاب خوبی بود به من هم سر بزنيد

داداجعفر(ساده)

سلام با وبلاگتون حال کردم وقت کردين به خانه اين حقير هم سر بزنيد

صبوری

سلام به به ؛کلی لذت همراه با تلنگر نصيبم شد شعر روز نو واقعا محشر بود زنده باشی . بازم ميام