ديدارسحرگاهی

من مانده ام و نمايش حزن انگيز آفتاب و ماه <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 وچرخش فصول ؛بی تاثيری در نگاه مان .

اين دایره ی بسته زندگی را

شعاع بی رنگ يک آرزو بهم پيوند داده است

آرزوی بودنم در ميان گل های سرخ پرپر

که آزادی رافرياد می کردند

وطوفان بی رحم خود پسندی ؛ به تاراجشان برده است

من اين عشق بزرگ را به قلبم هديه داده ام

تاماندنم مانداب نگردد

ورود جاری عمرم انعکاس انسان طراز انسان باشد

سحر که بر توسن خيال

به تماشای آبشار های صداقت می روم

زير نگاهم

شط عميق و و آرام زندگی

خرامان خرامان در جريان تدريجی و پيوسته ی خويش

مرا به مهمانی يک درک بزرگ از هستی می برد

تاعمق نفس کشيدن را

بفهمم

واکسیژن زمان را به معده ی پر خور خويش فرو نيافکنم

 وراز موج عظيم وجاری تاريخ را رو به خورشيد در يابم

من در سحر ها به تماشای خود و خويشانم می روم

 تمام آدم هايی که ياد آدم راتداعی می کنند

 وهابيل را به اسم می خوانند

ودر برابر قابيل به قامت بلند شرف می ايستند

وحق حيات را فرياد می کنند

مرا دريابيد ای همه هابيليان تاريخ

مرا دريابيد .

 

 

/ 8 نظر / 11 بازدید
مانی

سلام وممنون . شعر پراز احساس هم نوع گرايی در راستای حريت و آزادگی ات را به گوش جان سپردم و بهره ها بردم زنده باشی

پگاه

سلام. حق حيات ... اين جا رو خيلی دوست داشتم. به روزم. موفق باشی هميشه

داروک

سلام عزيز هميشگی . عذر آوردم و شرمندگی از اين همه نبود . ميبينمت

راحيل حسيني

سلام به ش.پگاه عزيز..ممنون که خبرم کردی....بايد ديسی شم و بعد بخونم.....من هم بعد از عمری به روزم يه سر بزن!!!

شهاب

سلام دوست عزيز زيبا بود خوشحال ميشم به منم سری بزنی موفق باشی باران مي بارد ؟؟..يا...نمي بارد؟؟ ..نمي بارد؟؟؟ پس چرا همه جا بارانيست پس چرا پنجره خيس است؟ پس چرا هواي بيرون رفتن دارم؟ پس اين صدايي كه تمام اتاق را پر كرده چيست؟؟ صداي باران كه نيست! پس صداي چيست؟؟! فرياد؟؟!....نه! التماس..نه..! موزيك..؟نه!!!!! ........ ...... ....... هق هق؟؟؟؟؟؟؟؟ آري........ پس باران مي بارد.... مي بارد......... مي بارد........ مي بارد........