مرگ ديکتاتور...

تونيز خواهی رفت؛
بذر پوسيدن را ؛
ساليان دور ؛
درکردار خويش کاشته ای !؛
کردار مخفی پشت پرده های صداقت ؛
وتو وجودی بی هويت ؛درصحنه ی خاموشی موجی نو .


معجزه ای نيست ؛
پوسيده ترينی !!!؛آنچنان که چيزی از تو نمانده است تادر خور جوانه ای باشد!!!
زير پايت؛
باتلاق تعفن روزگار پيش؛دهان گشوده است.
هرم گند وجودت ؛
بخاری بيش نخواهد بود؛درتابش آفتاب تموز ؛
برسطح باتلاق جهان خيالی ات.
اين زمان پسين را ؛
آتش به باغ ريختن ؛
اوج بی شرافتی ست !!!.
تونيز خواهی رفت؛
پوسيده تر از آنی ؛که در خيال جوانه ای باشی.
تونيز خواهی رفت .!!!


/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرش

سلام .شهامتت را می ستايم و اميدوارم که همين اتفاق بيافتد که آرزوی هفتاد مليون انسان تحت زور و ستم هست . زنده باشيد و فريادتان رساتر باد

masoud

bah bah che ziba paidar bashid

سيدموسوی

سلام . اولين باره که اومدم . خيلی شعرهات تند و تيزن !! ياد خواب افتاده های بی خبر ازاينجا افتادم . راستس تو ايرانی ؟ سری بزن . لينک ميدم . زنده باشی .

م.مهر

درود بر ش.پگاه عزیز.......به قول نبوی نمیدانم چرا همه خواستار برچیدن دیکتاتوری های بزرگ هستند اما می خواهند که دیکتاتوری خودشان را....... گنجی را که میبینم به یاد شعر سایه در مورد مرحوم احسان طبری می افتم....(( شرح درد روزگار))....یا هو.....م.مهر

mahsa

سلام استاد. دست مريزاد. عاليه عالی..

سروش

من اگر بر خيزم / تو اگر بر خيزی/ همه بر می خيزند/آفرين .روزنه ها و نگاه نو به روز اند سر بزنيد خوش حال می شوم.سبز باشيد سبز و آفتابی.

koosha

ممنون از حضور پر بارت.دوست کوچکتون کوشا

آذرباد

خدا.هنوز آن بلند دور.کهربای آرزوست.