پاييز...

خمیازه برپشت قیرگون شب

نشسته است

وخواب را

پیچیده لای دستمال رنگی آرزو

تا پیشکشم کند .

ناگفته پیداست  شب مانده است و میماند هنوز

وهذیان بی غرور همسایه نیز

ضربه ای  به شیشه اش نخواهد زد

که آواز زیرلب را

هیچ صبحی لبیک نگفته است

بهار اگر بود

پرهیو پرشور جوانی ام

از پا نمی نشست

هرچند که برپا شد و برجانشد

 مگر با هزار تیر شقاوت شحنه های بی شمار شب

که در پیچ وتاب هر کوچه باغ

وپشت تاریک هر پنجره ی رو به روز

کمین کرده اند حتی هنوز .

بهار نیست همراه جوانی دیروز من

به پاییز چندیست خو کرده ام

ودستمال رنگی هر آرزورا

به فرزند خود پیشکش کرده ام

امیدم به فردای اوست

شاید ببیند مرگ پاییز هر آرزورا

  

/ 10 نظر / 16 بازدید
مهم نيست !

پاييز حس مبهم باران برگ ها اندوه بی پايان ما بغضی خسته خاطره هايی پاييزی ...آمدن تو

صبرا نامي

اين جا که می رسد٬ همه تحميل می شوند به پاييز. چه جمعيتی. کسالت کشدار روزهای جمعه در پاييز توجيه می شوند. و دلتنگی های بی دليل. بيچاره مهر. بيچاره آفتاب خسته بی رنگ مهر.

بهار

سلام وجدان بيدار پرشان ! همواره از تو انرژی گرفته ام ومی دانم بر خلاف چهره ی تسليم در اين شعرت پرخروش و هشدار دهنده وبيدار کننده ميمانی که ذات وجودی ات در پی گوهر راستين آزادی و آزادگياسن ومن اين را طی چندسالی که مهمانت می شوم به خوبی دريافته ام . خدا يار و نگهدارت باد

بهار

اصلاح می کنم :ذات وجودی ات در پی گوهر راستين آزادی و آزادگی است . با پوزش

شهباز

سلام و هزار آفرين شاعر گرامی و نوانديش و مبارز اميد که فرياد های زيبا و حق مدارانه ات به موجی مردمی تبديل شود و آرزويت که آرزوی هر ايرانی آزاده است رنگ تحقق بگيرد . زنده باشی

موسوی

سلام شاعر خستگی ناپذير .. ماه مومنان مبارکت باد

توتيت

سلام خوبی عزيز؟ چلچراغ روشن خانه ات هم که نورانی است . خوب باشی شاد شدم

با سلام لطفا به من بگید کلمه پرهیو به چه معناست و در ضمن در کدوم مرجع به کار رفته . خیلی وقته واسم سواله . در ضمن شعراتون قشنگه .

تسليمی

سلام عالی است تبريک

ش.پگاه

سلام بدون نام عزيزم ... پرهيو به معنای خيال و در بعضی نسخ نيز به معنای سايه از آن ذکر شده است ودر فرهنگ کوچه به طور کامل تحت عنوان پرهيب و پرهيو حضرت شاملو توضيح کامل داده اند ودر فرهنگ دهخدا نيز . قربانت شين .