بوی گس تنهايی...

بوی گس تنهایی <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

-----------------------------

 

هوای خانه ؛ بوی گس تنهایی ست.

آسمان دلم را ؛ ابری غلیظ پوشانده ؛

وعنقریب بارانی از اشگ ؛

تمام خاطراتم را مرور خواهد کرد .

رنگ سربی ؛ حجم بسته ی خانه را ؛ به غم سپرده است

ومن در این فضای تیره و دلتنگ

به تنهایی خویش می گریم

وچیزی تلخ ؛ دلم را می خراشد .

من آیا باخته ام؟

که این چنین غمگین

کنج اطاقی خالی از غریو

با توده های غلیظ ابر؛  مویه می کنم ؟

حرف من ؛ حرف بی کسی ست

حرف من ؛ زمین لرزان زیر پاست

ویک تنه در هجوم اندوهی چنین غریب ؛ باری چنین  کشیدن است .

عنقریب بارانی از اشگ

تمام خاطراتم را ؛ مرور خواهد کرد .

                                                  ۷۸/۶/۲

 

 

/ 16 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضوان

سلام و ارادت . از وبلاگتون خوشم اومد . اميدوارم موفق باشيد .

شامخ

خيلی عاليه

sardarjangal

چقدر دلنشين است . شعراست بدرستی

مهريار

براستی زيباست . تو خورشید سرزمين شعری . دوستت دارم زنده و تواناهمواره بنويسی .يا حق.

مژگان بانو

خيلی وقت بود شعر زيبايی نخوانده بودم ... دست مريزاد

مرتضی سرمدی

سلام . بسيار مثبت و تاثير گذار .... وبلاگ تحسين برانگيز و گيرايی داريد .. مرا مدت زيادی اسير خود کرد . فقط می توانم بگويم احسنت

صفايی

اين جند روز بدبختی رو يه جوری سر می کنيم سهم ماست ديگه ... هی زور بزنيم که چی ؟ وقتی زورمون نميرسه .. شاد باشی

شيوا

بيش از حد تصور است وبلاگتان ! هرگز فکر نمی کردم چنين شعرهايی بخوانم . من هم چند شعر از خودم و ديگران نوشته ام نگاهی بياندازيد وبا نظرتان راهنمايی ام کنيد متشکرم

oham

سلام. توصيف ها خيلی بودند. زبان هم کمی سنگين. موفق باشيد. اوهام نو شد.

محمدی

آه از غم تنهايی ... تنهايی ...تنهايی...