روزنو....

---------------------

روز نو که آمد

می پوشم لباس تازه ام را

وبر دو گوشم

دو شاخ زیتون می نهم

سلاحم را به انزوای  انباری ته باغ می سپارم

تا همزاد غبار فراموشی گردد

 وحتی بمیرد .

روز نو که آمد

کنج هر دیواری که سنگر است

یاس رازقی خواهم کاشت

وبر کناره ی خاکریزهای حوصله گل  شب بو

تا عطر شب های نگهبانی  بوی خون نباشد

 روز نو گوش هایم را پر آواز قناری خواهم کرد

ودست در دست هرکس خواهم گذاشت

تا آغوشمان گرم تر از کوره های آدم سوزی

 زندگی را فریاد کند

 

روز نو با همه سخن می گویم

با همه می خندم

وویلچر مجروحان از پا فتاده را

به لب حوض آبی شادمانی می کشم

روز نو بیاید

چه کارهای رنگینی خواهم داشت

چه لحظه های شیرینی

وچه خدای مهربانی را خواهم پرستید

 اکنون اما

سنگینی تفنگ  شانه هایم را تسخیر کرده است

وچشمانم جز رنگ ملتهب خون نمی شناسد

وگوش هایم جز صدای انفجار نمی شنود

 من می جنگم

می جنگم برای رسیدن به آن روز نو

 به گفتار نو و یک نگاه مهربان نو

وگرمایی که از دل هایمان ؛ زندگی را فریاد کند 

 زندگی را.... زندگی را....زندگی را...

/ 28 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پورشب

سلام خيلی زيبا می نويسی موفق باشی

شهباز

وگرمايی که از دل هايمان زندگی را فرياد کند ... زندگی را ... زندگی را ... آفرين دست مزيراد خدا يار و نگهدارت باد.

شبيه

سلام دوست دير يافته ! خوشحال شدم ...

راشدی

بسيار سنجيده و پر مغز موفق باشی

مهيار

می‌گويد آن رباب که مردم ز انتظار.....رقصی چنين ميانه‌ی ميدانم آرزوست///

اهورا

سلام يار خستگی ناپذير من . زنده باشی و پر فرياد تا روز پيروزی . به اميد ديدار

پوری

سلام ...واقعا گل می کارين خانم پگاه ... شعراتون بد جوری رو آدم تاثير ميذاره طوری که همش ميرم تو فکر چيزایی که سرودین زنده باشی و پرکار که خداییش نعمتی فعلا خداحافظ تا بعد بیشتر خودمو معرفی کنم .. بای ..

جلال

کار قشنگي بود منتها من نمي دانم اين کار را در وبلاگ ديگرب خوانده ام يا اين که دوباره امده ام بهر حال... (به لب حوض آبي شادماني مي کشم )فکر نميکنيد ميشود ترکيب زيبا تري ساخت (تا آغوشمان گرم تر از کوره هاي آدم سوزي /زندگي را فرياد کند) زيبا بود

۰۰۰

سلام ۰ شعراتون خوب بود فقط تاثیر زیادی از شعر های شاملو و فروغ و سهراب گرفتی به جورایی یه ترکیبی از این تاثیروتون تو شعراتون مشهودِ . موفق باشی.