باتو....

احساسم از عمق اين تاريکی می ترسيد !!!

ولی آمد؛ پابه پای دوست ؛

ودر گودال خباثت نامردمی؛

پايش پيچ خورد و ترک برداشت !!! .

هنوز ها در گچ خوابيده است .

تلنگر تو اما ؛

نقبی به بيداری تواند بود .

دورانه ؛ نزديک تو هستم .

/ 20 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سروش

درود.خيلی جالب است دورانه نزديک تو هستم! زيبا جالب .بگذريم. بدرود

مهدی

گفتم خرابت ميشوم/گفتا که آبادی مگر؟/گفتم نادی دل به من/گفتا تو جان دادی مگر وبلاگ جالبی داری.حتما بهت لينک ميدم.ژايدار باشی

آرکاداش

سلام بزرگوار. به احترام آتیلا ایلهان شاعر تازه درگذشته ترک با ترجمه ای از یکی از اشعار او به روزم.

nirvana

سلام....زيب و پر مفهوم....

سامان

سلام چقدر پربار و تاثير گذار ... تا حالا نديده و نخوانده بودم ..تبريک.. زنده باشی .

خرس مهربان

سلام دوست عزيز . خسته نباشين . زيبا چون هميشه

ن.ع

برای اولين بار به وبلاگت اومدم.شعرهای گويا و وبلاگ پر باری داری .به من هم سری بزن.موفق باشی

amir

چه قلم رسايی داريد. تبريک ميگويم. نظرتان را در مورد اشعارم بنويسيد