به نام تو ...ای آزادی

به نام تو ...ای آزادی...

 

تمام واژه های شعرمن , ترکیب نام توست.

حتی اگر به تجزیه  بنشینی

حروف هم به تنهایی ,تورا فریاد می کنند.

همچنان که خون شهید بر بامدادان تیر,

یا طناب , بر گردن حلاجان

ویا تکه های جسم آدمی , زیر تخته بند شلاق و شکنجه و شیون

یا نعش های زهم پاشیده ی پشت خاکریز های خالی از مفهوم

ویاخون چکیده برسطح سرد تمام خیابان ها

که هیچ نمی گویند, جز نام تو هر روز

و هیچ نمی خواهند, جز حضور تو هربار

تو که در بالاترین مرتبه ی هستی , می درخشی چنین زیبا

و انسان را , می دهی مفهومی چنین والا .

بدون تو زندگی , مفهوم خود را به تاراج می دهد هر روز.

و خلقت , با تمام خوشرنگی اش  «رنگ مرگ  «می گیردش هرآن.

ای روح بزرگ بودن و هستی  , ای  آزادی

معمای پیچیده ی این جهان درد انگیز

با ظهور تو حل می شود آسان

ورشته های پیوند خونین تمام شهیدان

قامت تورا می بافند یکسره با جان

که قیمتی ترین گنج وجود انسانی .

ای آزادی ,

با قطره قطره ی خون خویش , سلامت می کنیم دایم

تا صبحی که پاسخ بشنویم از تو

با دانه دانه ی سلول هایمان ترا نفس می کشیم

تا هوای سینه ها , وسعت بگیرد از حضور تو

و بوسه باران یاران بی قرار تاریخ ,

باران ابرهای تمام عالم گردد.

ای آب زلال حیات آدمی , ای آزادی

همواره سلامت میکنیم , سلامت می کنیم , سلامت می کنیم ,

خدا....را..پاسخی !.

 

 

/ 4 نظر / 9 بازدید
shahab

in nagh misoozhnad gl pak har baghy ra khoob tarsim mikony darde dele mara

من

فکر میکنی ایرانی غم آزادی دارد ؟ خیلی خوش خیالی !!!

تینا

بادرودبی پایان استاد گرامی همیشه پاینده باشی که انگشت درست بر روی درد ایران و ایرانی می گذاری برایتان طول عمر و خشنودی آرزومندم

تینا

دوباره سلام ... منتظر نوشته ی شاعرانه ی جدیدم . موفق باشید