نهايت شيطان

در کوچه های تنهایی<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

فاصله هارا متر می کردم

از صفر تا بی نهایت .

 

آرمیده بودی بر تخت سلیمان

ونگین بخت بر انگشت

وتقدیر خونین دیگران در دست

بی خبر از خیل سیلوار آزادگان جان بر کف .

 

وقتی به خود آمدی که پایه های تخت سلیمانی ات

شکستند و تورا به قعر جهنمی از خشم واژگون کردند.

 

هنوز در نیمه راه سقوط بودی که دانستی

 آنانی که سر بریده ای نمرده اند

بل خونین بال و شقایق به دست

بر قله های شعور و شرف

ایستاده ا ند و سقوطت را می نگرند .

سقوط باروی ترک خورده و تو خالی اقتدارت را

 وتوبره ی اندیشه های  نا گرفته ات را

که پوسیده و پاره پاره

 محتوای پوچ خود را

در گذر گاه تاریخ به باد می بخشیدند .

آن پر شکستگان پیروز نمرده اند ...نمرده اند ...نمرده اند .

 

/ 32 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
nazbanoo

سلام قشنگ ومفيد ومختصر ... قبلا عاشقانه هم داشتی ! موفق باشی .

موسوی

سلام عزيزم خسته نباشی لذت بردم .

نيما جفرودي

سلام دوست عزيز من به شما پيشنهاد مي كنم كه در مسابقه وب لاگ نويسي وب سايت من كه جايزه آن تبليغات رايگان به مدت يك ماه از وب لاگ شما مي باشد شركت نمايي. وبلاگ جالي داري با تشكر نيما جفرودي

حميدی

سلام بعد از مدت ها چه لذتی بردم از خواندن اين صفحه جذاب و پرمعنی خدا يارت باشه شب خوش.

نقشينه

سلام پگاه جان سال پربار و خوبی داشته باشی هميشه به ياد تو نقشينه

مجتبي.م

سلام ممنون که اومدید خوشحال شدم لطف کردید یاعلی

nirvana

سلام شاعر گرامی سال نو مبارک . روز های آينده را برايت سرشار از بهروزی آرزو می کنم .

behrang

عالی ،بسيار عالی .سال نو مبارک ..

سمانه

سال خوبی داشته باشيد اشعارتان بی نهايت عالی و پر معنی و بيدار کننده هستند . موفق باشيد